على رفيعى
15
تاريخ زندگانى امام مهدى (ع) (فارسى)
ولى در بعضى از روايات ديگر تصريح شده كه اين ممنوعيّت ، دوران غيبت كبرى را هم در برمىگيرد . « 1 » به عنوان نمونه ، موسى بن جعفر عليه السّلام از حضرت قائم ياد كرد و فرمود : ولادتش بر مردم پوشيده مىماند ، و بردن نامش بر آنان روا نيست تا روزى كه خداوند فرمان ظهورش دهد . . . . « 2 » علّامهء مجلسى پس از نقل هر دو دسته از روايات ، روايات دلالت كننده بر تعميم ممنوعيّت را تقويت كرده و روايات ديگر را غير قابل معارضه با آنها مىداند . « 3 » ممكن است بين اين دو دسته از روايات به دو گونه جمع كرد : نخست آنكه نهى وارده در روايات تحريم را حمل بر كراهت كنيم ، بويژه با توجه به تصريحى كه در پارهاى از روايات به اسم و كنيهء آن حضرت شده است . « 4 » راه دوّم جمع ، اين است كه بين دوران غيبت صغرى و غيبت كبرى تفصيل قايل شويم و بگوييم : در دوران غيبت صغرى كه بردن نام حضرت مهدى ( عج ) براى ايشان خطر داشت ، حرام بود ، اما در اين زمان كه بيمى وجود ندارد حرام نيست ، ولى به خاطر رعايت حرمت آن حضرت و وجود تعميم در روايات دسته دوم حكم به كراهت مىكنيم و با اين روش تنافى بين روايات از بين مىرود . القاب لقبهاى پيشواى دوازدهم عبارت است از : « حجت » ، « قائم » ، « مهدى » ، « الخلف الصالح » و « صاحب الزّمان » « 5 » . شيعيان در دوران غيبت صغرى گاهى از آن حضرت و غيبتش به « ناحيهء مقّدسه » تعبير مىكردند و گاهى به « غريم » و اين رمزى بود ميانآنان كهبدين وسيله يكديگر را مىشناختند . « 6 » در روايتى از امام صادق ( ع ) در مورد علّت ملقب شدن پيشواى دوازدهم به مهدى و
--> ( 1 ) - ر . ك . تاريخ الغيبة الصغرى ، ص 280 ، انتشارات مكتبة الرسول الاعظم . ( 2 ) - براى آگاهى بيشتر از اين روايات ر . ك . بحارالانوار ، ج 51 ، ص 32 ؛ الغيبة ، ص 281 . ( 3 ) - بحارالانوار ، ج 51 ، ص 32 ؛ مرآة العقول ، ج 4 ، ص 16 . ( 4 ) - براى آگاهى بيشتر به بحارالانوار ، ج 51 ، ص 32 ؛ مرآة العقول ، ج 4 ، ص 16 - 17 رجوع كنيد . ( 5 ) - به عنوان نمونه رجوع كنيد به حديث صحيفه فاطمه زهرا ( ع ) در كمال الدين ، ج 1 ، ص 307 . ( 6 ) - اعلام الورى ، ص 418 .